منهاج البدعه الامویه

سایتی متفاوت و قوی جهت دفاع از اهل بیت در مقابل نواصب

منهاج البدعه الامویه

سایتی متفاوت و قوی جهت دفاع از اهل بیت در مقابل نواصب

منهاج البدعه الامویه

سلام علیکم

ان شا الله به حول قوه الهی و به مدد مولایمان سیدنا علی بن ابی طالب، صاعقه های سنگینی در این سایت بر رئوس وهابیت خواهیم زد

دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
طبقه بندی موضوعی


جواب:
اقایان به روایتی استدلال کرده اند که در ان امده است یکی از اصحاب اجماع به نام یونس بن عبد الرحمن (رضوان الله علیه) قائل بر مشبهه و جسمانیت بوده است.که در پاسخ می گوییم احتجاج شما به این روایت نه تنها به ضرر ما نیست بلکه به نفع ماست. زیرا در روایت ثابت می شود که ائمه معتقدین به مشبهه را مسلمان نمی دانستند. اما در مورد ایراد نمودن شما به روایت مذکور در پاسخ می گوییم که اولا- سید خوئی با رسیدن به روایت شما پاسختان را داده اند.
و هاتان الروایتان لا بد من رد علمهما إلى أهلهما، و هما لا تصلحان لمعارضة الروایات المستفیضة المتقدمة التی فیها الصحاح، مع اعتضادها بتسالم الفقهاء و الأعاظم على جلالة یونس و علو مقامه، حتى أنه عد من أصحاب الإجماع کما مر، على أنهما لو سلمنا صدورهما لا لعلة فهما لا تنافیان الوثاقة التی هی الملاک فی حجیة الروایة.
وعلم این دو روایت را باید به اهلشان برگرداند ، ونیز به درد نمی خورند به دلیل این‌که با روایات مستفیض و متقدمی که در صحاح وارد شده اند ونیز در هماهنگی واتحادشان با تسالم فقهاوبزرگان در جلالت ومنزلت یونس و علو مرتبه اش متعارضند ، تا جایی که او را از اصحاب اجماع همان‌گونه که ذکر شد محسوب می دارند ، بر این‌که اگر به صادر بودنشان برای هیچ علتی تسلیم شویم ،پس آنها با وثاقتی که ملاک در حجت بودن روایت است منافات ندارند .
نام کتاب : معجم رجال الحدیث، نویسنده : السید أبو القاسم الموسوی الخوئی، جلد21 ، صفحه 226 .
همان طور که مشاهده نمودید سید خوئی خبر را باطل و شاذ از جهت متن می داند و ان‌را رد می کند و علت را هم واحد بودن ان در مقابل اخبار مستفیضه‌ای می داند که در شان و علو رتبه یونس بن عبد الرحمان امده است.
نکته دوم اینجاست که شما چیز جدیدی را مطرح نکرده اید. بلکه این مرد جلیل القدر نیز تصریح نموده است که ایشان را تهمت به زندقه می زدند و امام (علیه سلام) نیز پاسخ شما را داده است.
928 - حمدویه بن نصیر، قال: حدثنی محمدبن عیسى بن عبید، عن یونس بن عبدالرحمن، قال، قال العبد الصالح: یایونس ارفق بهم فان کلامک یدق علیهم قا ل، قلت: انهم یقولون لی زندیق، قال لی: وما یضرک أن یکون فی یدک لؤلؤة یقول الناس هی حصاة، وماکان ینفعک أن یکون فی یدک حصاة فیقول الناس لؤلؤة.
یونس عرض کرد: آنان به من زندیق می‏گویند!حضرت فرمود: چه ضرر که گوهری در دست داشته باشی و مردم آن را سنگریزه بخوانند، یا چه سود، که سنگریزه در دستت را گوهر بپندارند.
 نام کتاب : اختیارمعرفة الرجال نویسنده : الشیخ الطوسی،جلد  2 ، صفحه783 .
امام رضا (علیه السلام) در اینجا استعاره ای به کار برده و تصریح می فرمایند که کلام مردم هیچ ارزشی ندارد که بخواهند به تو تهمت زندقه بزنند.ولیکن در جایی دیگر هم واضح و بیین می فرمایند:
924 - حدثنی آدم بن محمد، قال: حدثنی علی بن محمد الدقاق النیسابوری قال: حدثنی محمد بن موسى السمان، قال: حدثنا محمد بن عیسى بن عبید، عن أخیه جعفر بن عیسى، قال: کنا عند أبی الحسن الرضا (علیه السلام) وعنده یونس بن عبدالرحمن، اذا استأذن علیه قوم من أهل البصرة، فأومى أبوالحسن (علیه السلام) إلى یونس: أدخل البیت، فاذا بیت مسبل علیه ستر، وایاک أن تتحرک حتى تؤذن لک فدخل البصریون وأکثروا من الوقیعة والقول فی یونس، وأبوالحسن (علیه السلام) مطرق، حتى لما أکثروا وقاموا فودعوا وخرجوا: فأذن لیونس بالخروج، فخرج باکیا فقال: جعلنی الله فداک أنی أحامی عن هذه المقالة، وهذه حالی عند أصحابی فقال له أبوالحسن (علیه السلام): یا یونس وما علیک مما یقولون اذا کان امامک عنک راضیا، یایونس حدث الناس بما یعرفون، واترکهم مما لایعرفون، کأنک ترید أن تکذب على الله فی عرشه.
محمد بن عیسی بن عبید، از برادرش جعفر روایت شده که گفت: ما نزد حضرت رضا (ع) بودیم و یونس بن عبدالرحمن نیز حضور داشت. ناگاه جمعی از اهالی بصره، اجازه ورود خواستند. حضرت به یونس اشاره فرمود که به اتاق کناری برود. بر در آن اتاق پرده‏ای آویخته بود. حضرت به او فرمود: مبادا از جای خود خارج شوی تا اجازه بیرون آمدن بدهم. بصریون وارد شدند و از یونس بدگویی بسیاری کردند، و حضرت رضا (ع) سر به زیر انداخته بود.
همین که برخاستند و رفتند، حضرت به یونس اجازه بیرون آمدن فرمود. یونس با چشمی گریان بیرون آمد. و گفت: فدایت گردم، من همواره از این مذهب (تشیع) حمایت می‏کنم و این حال و وضع من است، نزد شیعه! حضرت فرمود: ای یونس! گفته آنان برای تو ضرری ندارد ،مادامی که امامت از تو خشنود است.
ای یونس! در حد شناخت و آگاهی آنان، با ایشان سخن بگو و آنچه را که قادر بر فهم آن نیستند رها کن، نکند که می‏خواهی خداوند تکذیب شود! ای یونس! اگر در دست راستت دری باشد و مردم بگویند که سرگین است، یا اگر سرگینی در دستت باشد و مردم بگویند در است، آیا برای تو ضرر

یا نفعی خواهد داشت؟ یونس عرض کرد: نه. حضرت فرمود: همین طور، اگر تو بر حق باشی و امامت از تو راضی باشد. گفته‏ های مردم به تو ضرر نخواهد رساند.
نام کتاب : اختیارمعرفة الرجال، نویسنده:الشیخ الطوسی، جلد2  ،صفحه782 .
همان طور که در این روایت اشاره شد امام (علیه سلام) از یونس بن عبد الرحمان (رض) رضایت داشته و از او خشنود بوده و معیار و ملاک برای تعدیل و جرح هم بنا بر کلام معصوم خود امام است و نه سخن مردم در نتیجه اقوال دیگران هیچ خللی در مقامات شامخ ایشان وارد نمی کند.
اما به عنوان تبرک چند نمونه دیگر از روایاتی که در شان و فضیلت ایشان هست را خدمت شما ارائه می کنم.
926 - حدثنی علی بن محمد القتیبی، قال: حدثنی الفضل بن شاذان، قا ل: سمعت الثقة یقول: سمعت الرضا (علیه السلام) یقول: یونس بن عبدالرحمن فی زمانه کسلمان الفارسی فی زمانه.
 یونس در زمان خودش مانند سلمان فارسی است در زمان خود.
 نام کتاب : اختیارمعرفة الرجال، نویسنده : الشیخ الطوسی، جلد 2 ، صفحه 782 .
914 - جعفر بن معروف، قال: حدثنی سهل بن بحر، قال: سمعت الفضل ابن شاذان، یقول: مانشأ فی السلام رجل من سائر الناس کان أفقه من سلمان الفارسی، ولانشأ رجل بعده أفقه من یونس بن عبدالرحمن (رحمه الله).
فضل بن شاذان شنیدم که می‏گفت: در اسلام، بین مردم، کسی پرورش نیافت که در فقه از سلمان فارسی فقیه‏تر باشد، و پس از سلمان، افقه از یونس کسی یافت نشد.
 نام کتاب : اختیارمعرفة الرجال، نویسنده : الشیخ الطوسی،جلد2 ، صفحه780 .
913 - جعفر بن معروف، قال: حدثنی سهل بن بحر، قال: حدثنی الفضل ابن شاذان، قال: حدثنی أبی الجلیل الملقب بشاذان، قال: حدثنی أحمد بن أبی خلف ظئر أبی جعفر (علیه السلام)، قال: کنت مریضا، فدخل على أبوجعفر (علیه السلام) یعودنی فی مرضی، فاذا عند رأسی کتاب یوم ولیلة، فجعل یتصفحه ورقة ورقة، حتى أتى علیه من أوله إلى آخره، وجعل یقول: رحم الله یونس رحم الله یونس رحم الله یونس.
ابی خلف روایت کرده که گفت: من بیمار بودم، امام جواد (ع) به دیدنم آمد، و در کنار بالش من کتاب یوم و لیله یونس بود. حضرت از اول تا به آخر کتاب را، صفحه به صفحه، مطالعه نمود و مکرر فرمود: خدا رحمت کناد یونس را، خدا رحمت کناد یونس را.
 نام کتاب : اختیارمعرفة الرجال ،نویسنده : الشیخ الطوسی، جلد2  ،صفحه  779 .
932 - حمدویه، قال: حدثنا محمدبن عیسى، قال: روى أبوهاشم داود ابن القاسم الجعفری، عن أبی جعفر بن الرضا (علیه السلام) قال: سألته عن یونس؟ فقال: مولى آل یقطین؟ قلت: نعم، فقال لی: (رحمه الله) کان عبدا صالحا.
از امام جواد در مورد یونس بن عبد الرحمن سوال کردند که امام جواد (ع) در پاسخ فرمودند بنده ای صالح بود.
  نام کتاب : اختیارمعرفة الرجال ،نویسنده : الشیخ الطوسی،جلد 2 ، صفحه783 .
935 - محمدبن مسعود، قال: حدثنی محمد بن نصیر، قال: حدثنا محمد ابن عیسى، قال: حدثنی عبدالعزیز بن المهتدی القمی، قال محمد بن نصیر: قال محمدبن عیسى، وحدث الحسن بن علی بن یقطین، بذلک أیضا، قال، قلت لابی الحسن الرضا (علیه السلام): جعلت فداک انی لا أکارد أصل الیک أسألک عن کل ما أحتاج الیه من معالم دینی، أفیونس بن عبدالرحمن ثقة آخذ عنه ما احتاج الیه من معالم دینی؟ فقال: نعم.
به حضرت رضا (ع) عرض کرد: آیا یونس بن عبدالرحمن ثقه و مورد اطمینان است که من معالم دینم را از او بگیرم؟ حضرت فرمود: آری
 نام کتاب : اختیارمعرفة الرجال نویسنده : الشیخ الطوسی، جلد  2 ، صفحه  784.
936 - محمدبن مسعود، قال: حدثنی محمدبن نصیر، قال: حدثنی محمد ابن عیسى، قال: أخبرنی یونس أن أبا الحسن (علیه السلام) ضمن لی الجنة من النار.
 امام رضا (علیه السلام) بهشت را برای یونس ضمانت کرد.
 نام کتاب : اختیارمعرفة الرجال نویسنده : الشیخ الطوسی، جلد 2 ، صفحه784  .
911- علی بن محمدالقتیبی، قال حدثنی الفضل بن شاذان ، قال حدثنی محمد بن الحسن الواسطی و جعفر بن عیسی و محمد بن یونس ، أن الرضا(ع)ضمن لیونس الجنة ثلاث مرات .
حضرت رضا (ع) برای یونس بن عبدالرحمن سه نوبت بهشت را ضمانت کرد.
  نام کتاب : رجال الکشی نویسنده : الشیخ الطوسی، جلد  1  ،صفحه 484 .
 912- علی بن محمدالقتیبی، عن الفضل ، قال حدثنی جعفر بن عیسی الیقطینی و محمد بن الحسن جمیعا ، أن أبا جعفر(ع)ضمن لیونس بن عبدالرحمن الجنة علی نفسه وآبائه (علیهم السلام) .
 امام جواد(ع) نیز بهشت برای یونس بن عبد الرحمن پدران گرامی‌اش برای ضمانت کرد.
  نام کتاب : رجال الکشی نویسنده : الشیخ الطوسی،جلد 1 ، صفحه 484 .
 [33325] أَحْمَدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْعَبَّاسِ النَّجَاشِیُّ فِی کِتَابِ الرِّجَالِ عَنِ الْمُفِیدِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ قُولَوَیْهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ بَابَوَیْهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحِمْیَرِیِّ عَنْ أَبِی هَاشِمٍ الْجَعْفَرِیِّ قَالَ عَرَضْتُ عَلَى أَبِی مُحَمَّدٍ الْع.

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی