پیش نمازی ابوبکر
بررسی روایت پیش نمازی ابوبکر:
اولا. که عاصم دارای مراتب جرح است و توثیق او ارزشی ندارد.
ثانیا. توثیق بودن اینجا دلیلی بر تعدیل این راوی نیست.چرا؟ مثلا ممکن است، یکی ادم خوبی باشد،اما حافظه خوبی ندارد. لذا خوب بودن دلیلی بر تصحیح روایت راوی نیست. بلکه از شروط تصحیح یک روایت حافظ بودن روات است که این روای اصلا حافظ نیست.
ثالثا. علامه بر سوء حفظ علمای اهل سنت، اصلا او را جزو امار و ادم به حساب نمی اورند!
1.أحمد بن شعیب النسائی: لیس به بأس، ومرة: لیس بحافظ.
و همچنین احادیث او را مضطرب می دانستند و حدیثش را صحیح نمیدانستند.
2.عقوب بن سفیان الفسوی :فی حدیثه اضطراب.
و از همه مهم تر این است. همان طور که ما گفتیم توثیق دلیلی بر تصحیح روایت نیست. همان طورکه یحیی بن معین او را ثقه دانسته، اما در روایت او را فردی باطل می داند و او را در حدیث قوی نمی داند.
یحیى بن معین ثقة لا بأس به، وفی روایة: لیس بالقوی فی الحدیث.
و اضافه بر اینکه ابن سعد هم در حدیث او را فردی خطا کار می دانست.
ذکره محمد بن سعد فى الطبقة الثانیة من أهل الکوفة ، قال : و هو مولى لبنى جذیمة بن مالک بن نصر بن قعین بن أسد ، و کان ثقة ، إلا أنه کان کثیر الخطأ فى حدیثه .
و همچنین دیگر عالم سنی او را حافظ نمیداند و قال أبو بکر البزار : لم یکن بالحافط.
و همچنین اهل سنت گفته اند، قبول روایت یک راوی را بر 4 شرط است که یکی ان حافظ بودن است و اگر انرا نداشته باشد،روایتش قبول نیست.
راوی الحدیث له أوصاف وشرائط، لا یجوز قبول روایته دون استکمالها، وهی أربعة: الإسلام، والتکلیف، والضبط، والعدالة.
راوی باید چهار شرط داشته باشد. اسلام -تکلیف- ضبط – عدالت.
جامع الاصول ،ج1،ص70 .
که راوی مذکور یعنی عاصم یکی از این شروط را حداقل ندارد که روایت از درجه اعتبار ساقط است.
لذا تکلیف راوی و روایت مشخص است و طبق قواعد حدیثی وهابیون باطل است و از درجه اعتبار ساقط.
مورد دیگر اینکه در کجای روایت امده که ابوبکر امام در جماعت بوده؟
امده به این روایت استناد کرده است:
فَقَالَ : أَلَسْتُمْ تَعْلَمُونَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَدْ " أمَرَ أَبَا بَکْرٍ أَنْ یُصَلِّیَ بِالنَّاسِ فأَیُّکُمْ تَطِیبُ نَفْسُهُ أَنْ یَتَقَدَّمَ أَبَا بَکْرٍ قَالُوا نَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ نَتَقَدَّمَ أَبَا بَکْرٍ " .
سنن نسائی صغری،روایت شماره 769.
این روایت که از ابن مسعود است و چه ربطی به روایت عمر دارد؟حال بماند که همین روایت هم ضعیف است .زیرا عاصم در این روایت هم است.اما این سخن چه ربطی به قول عمر دارد؟ می گویم از این قول عمر پیش نمازی را ثابت کنید:
أَلَسْتُمْ تَعْلَمُونَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ) أَمَرَ أَبَا بَکْرٍ أَنْ یَؤُمَّ النَّاسَ .
بعد ما گفتیم که ابوبکر مکبر بوده است. این بنده خدا می گوید یک باب در بخاری است که او امام جماعت بوده ،خوب پس مشکل دو برابر شد. این تناقض کتاب شما را ثابت می کند. ثانیا. چطور ابوبکر بر پیامبر پیشی گرفته در حالی که قران می فرماید: «لا تقدم بیین یدی الله و رسوله» و این تقدم جستن بر الله و رسول است که کفر را ثابت می کند.
وقتی ابوبکر مکبر بوده چطور امام هم بوده؟ ایا ائمه جماعت اهل سنت هم مکبر هستند و امام؟