اثبات بی ایمانی عایشه به خاطر حسادت
4606- أَخْبَرَنَا إِسْمَاعِیلُ بْنُ دَاوُدَ بْنِ وَرْدَانَ، بِالْفُسْطَاطِ، حَدَّثَنَا عِیسَى بْنُ حَمَّادٍ، أَخْبَرَنَا اللَّیْثُ، عَنِ ابْنِ عَجْلَانَ، عَنْ سُهَیْلٍ، عَنْ أَبِیهِ، عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ، أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ) قَالَ: «لَا یَجْتَمِعُ فِی جَوْفِ عَبْدٍ مُؤْمِنٍ غُبَارٌ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَفَیْحُ جَهَنَّمَ، وَلَا یَجْتَمِعُ فِی جَوْفِ عَبْدٍ الْإِیمَانُ وَالْحَسَدُ»
ایمان و حسد با هم در کسى جمع نمى شوند.
[تعلیق الألبانی]
حسن - «التعلیق الرغیب» (2/ 167).
[تعلیق شعیب الأرنؤوط]
إسناده حسن.
الکتاب: صحیح ابن حبان بترتیب ابن بلبان- المؤلف: محمد بن حبان بن أحمد بن حبان بن معاذ بن مَعْبدَ، التمیمی، أبو حاتم، الدارمی، البُستی (المتوفى: 354هـ)- المحقق: شعیب الأرنؤوط- الناشر: مؤسسة الرسالة – بیروت- الطبعة: الثانیة، 1414 – 1993- ج 10 - ص 466.
تصویر کتاب:
همانطور که در این روایت معتبر مشاهده نمودید انسانی که حسود است و در سینه او حسادت موج می زند دیگر مومن نیست و ایمان در وجود او از بین رفته و وجود او مبرا از وجود ایمان است. و به عبارتی ساده تر بگویم کسی که حسود است بی ایمان و فاسق است و کسی که مومن است قطع به یقین اهل حسادت نیست. زیرا این دو در یک انسان قابل جمع نیست یا یک شخص مومن است و یا حسود که اگر در وجودش حسادت باشد ، ایمان نیست و اگر در وجودش ایمان باشد ، نفس او از هر گونه حسادت مبراست.
حال می خواهیم بدانیم ایا عایشه اهل ایمان است یا حسادت، می خواهیم بدانیم ایا در وجود عایشه حسادت بوده یا خیر؟ که اگر حسادت در وجود او ثابت شود به صورت جزم ثابت میشود که وجود او از هرگونه ایمان خالی است.
حدثنا سُوَیْدُ بن سَعِیدٍ حدثنا عَلِیُّ بن مُسْهِرٍ عن هِشَامٍ عن أبیه عن عَائِشَةَ قالت اسْتَأْذَنَتْ هَالَةُ بِنْتُ خُوَیْلِدٍ أُخْتُ خَدِیجَةَ على رسول اللَّهِ (صلى الله علیه وسلم) فَعَرَفَ اسْتِئْذَانَ خَدِیجَةَ فَارْتَاحَ لِذَلِکَ فقال اللهم هَالَةُ بِنْتُ خُوَیْلِدٍ فَغِرْتُ فقلت وما تَذْکُرُ من عَجُوزٍ من عَجَائِزِ قُرَیْشٍ حَمْرَاءِ الشِّدْقَیْنِ هَلَکَتْ فی الدَّهْرِ فَأَبْدَلَکَ الله خَیْرًا منها.
از عائشه نقل شده است که روزی هاله دختر خویلد خواهر خدیجه، اجازه ورود بر رسول خدا (ص) را خواستار شد، رسول خدا به یاد اجازه گرفتن خدیجه افتاد و خوشحال شد و فرمود: «خدایا هاله دختر خویلد». عائشه میگوید: من حسادتم برانگیخته شد و گفتم: چرا این قدر این پیرزن از پیرزنهای قریش را که از شدت پیری (دندانهایش ریخته و) لثههایش نمایان شده بود، یاد میکنی؟ او خیلی وقت پیش هلاک شد و خدا بهتر از او را به تو داده است.
صحیح مسلم، ج4 ،ص 1889 ،ح2437 ،کتاب فضائل الصحابه باب فضایل ام المومنین خدیجه.
دیگر نیازی به شرح و تفسیر ما نیست، کاملا واضح است که عایشه به ام المومنین حضرت خدیجه حسادت کرده و پیشتر هم ثابت کردیم، هر انسانی که حسود باشد بی ایمان و منافق است.