عائشه و جواز رضاع کبیر
عایشه براى آنکه بتواند آزاد باشد و هر که را که دوست داشت بر او وارد شود بى آنکه لازم بداند از او خود را بپوشاند، با جعل داستانى که ناقل آن فقط خودش بوده و نیز جعل آیهاى از قرآن به این عذر که داجن بره یا بزغالهاى که در اطاق نگهدارى میشد آن را خورد، هم خود را در معرض دید نامحرم قرار میداد و هم دختران برادر و خواهرش را وادار به گناه میکرد.
عایشه میگفت: زن میتواند مرد بالغ بزرگسالی را شیر دهد و با این شیر دادن، آن مرد به منزله فرزند او مى شود! و دیگر رعایت حجاب برای او لازم نیست! براى این ادعایش هم به قرآن و هم به سنت استشهاد میکرد.عایشه و آیه رضاع کبیر در قرآن کریم:
1944- حَدَّثَنَا أَبُو سَلَمَةَ یَحْیَى بْنُ خَلَفٍ قَالَ: حَدَّثَنَا عَبْدُ الْأَعْلَى، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْحَاقَ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِی بَکْرٍ، عَنْ عَمْرَةَ، عَنْ عَائِشَةَ، وعَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْقَاسِمِ، عَنْ أَبِیهِ، عَنْ عَائِشَةَ، قَالَتْ: لقَدْ نَزَلَتْ آیَةُ الرَّجْمِ، وَرَضَاعَةُ الْکَبِیرِ عَشْرًا، وَلَقَدْ کَانَ فِی صَحِیفَةٍ تَحْتَ سَرِیرِی، فَلَمَّا مَاتَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ) وَتَشَاغَلْنَا بِمَوْتِهِ، دَخَلَ دَاجِنٌ فَأَکَلَهَا.
عایشه میگوید: که آیه رضاع کبیر یعنى زنى جهت محرم شدن، پسر بزرگى و یا مردى را شیر دهد و نیز آیه رجم در قرآن بوده و در صحیفه اى زیر رختخوابم قرار داشت و چون ما به وفات رسول خدا (صلی الله علیه وآله) مشغول شدیم، داجن بره یا بزغالهاى که در اطاق نگهدارى میشد آن را خورد.
سنن ابن ماجه ،ج1 ،ص625، المؤلف: ابن ماجة أبو عبد الله محمد بن یزید القزوینی، وماجة اسم أبیه یزید (المتوفى: 273هـ)، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، الناشر: دار إحیاء الکتب العربیة - فیصل عیسى البابی الحلبی ،عدد الأجزاء: 2.
رضاع کبیر:
عایشه و جعل روایت رضاع کبیر:
(1453)- 26- حَدَّثَنَا عَمْرٌو النَّاقِدُ، وَابْنُ أَبِی عُمَرَ، قَالَا: حَدَّثَنَا سُفْیَانُ بْنُ عُیَیْنَةَ، عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْقَاسِمِ، عَنْ أَبِیهِ، عَنْ عَائِشَةَ، قَالَتْ: جَاءَتْ سَهْلَةُ بِنْتُ سُهَیْلٍ إِلَى النَّبِیِّ (صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ)، فَقَالَتْ: یَا رَسُولَ اللهِ، إِنِّی أَرَى فِی وَجْهِ أَبِی حُذَیْفَةَ مِنْ دُخُولِ سَالِمٍ وَهُوَ حَلِیفُهُ، فَقَالَ النَّبِیُّ (صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ): أرْضِعِیهِ، قَالَتْ: وَکَیْفَ أُرْضِعُهُ
وَهُوَ رَجُلٌ کَبِیرٌ، فَتَبَسَّمَ رَسُولُ اللهِ (صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ) وَقَالَ: قدْ عَلِمْتُ أَنَّهُ رَجُلٌ کَبِیرٌ، زَادَ عَمْرٌو فِی حَدِیثِهِ: وَکَانَ قَدْ شَهِدَ بَدْرًا، وَفِی رِوَایَةِ ابْنِ أَبِی عُمَرَ: فَضَحِکَ رَسُولُ اللهِ (صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ).
حدیث گفت ما را عمرو ناقد و ابن ابی عمر که این دو نقل می کنند از سفیان بن عیینة از عبدالرحمن بن قاسم از پدرش از عائشة که گوید سهلة دختر سهیل،همسر ابو حذیفة نزد پبامبر آمد. پس گفت ای رسول خدا همانا من در صورت ابی حذیفه از وارد شدن سالم که هم قسم اوست شرم می بینم. پس پیامبر فرمودند به او شیر بده
تا محرم شود.سهله گفت چگونه به او شیر بدهم در حالی که مرد بزرگی است، پس پیامبر لبخندی زدند و فرمودند و من خود می دانم که او مرد بزرگی است....
صحیح مسلم ،ج2 ،ص1076 ،المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسن القشیری النیسابوری (المتوفى: 261هـ)، المحقق: محمد فؤاد عبد الباقی، الناشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، عدد الأجزاء:5.