منهاج البدعه الامویه

سایتی متفاوت و قوی جهت دفاع از اهل بیت در مقابل نواصب

منهاج البدعه الامویه

سایتی متفاوت و قوی جهت دفاع از اهل بیت در مقابل نواصب

منهاج البدعه الامویه

سلام علیکم

ان شا الله به حول قوه الهی و به مدد مولایمان سیدنا علی بن ابی طالب، صاعقه های سنگینی در این سایت بر رئوس وهابیت خواهیم زد

دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
طبقه بندی موضوعی

نقد نسخ متعه در جنگ خیبر

سه شنبه, ۱۰ بهمن ۱۳۹۶، ۱۰:۰۵ ب.ظ



پاسخ:
این تدلیس بزرگیست که در تاریخ مرتکب به ان شده اند و تنها دلیل برای سرپوش گذاشتن به متعه فقط برای توجیه کردن و گمراه کردن و جهت دادن به اذهان عمومی نسبت به تحریم متعه از جانب عمر است. زیرا ادله فراوانی بر عدم نسخ در خیبر است. 
دلیل اول: روایت است، اوردند پیش دختر ابوبکر و از او در باره متعه نسا سوال کردند و او پاسخ داد ما در زمان رسول انجام میدادیم. 

دخلنا على أسماء بنت أبی بکر ، فسألناها عن متعة النساء ، فقالت : « فعلناها على عهد النبی (صلى الله علیه وسلم) 
تذکر: دقت بفرمایید که اسما می گوید ما در زمان رسول انجام می دادیم. این بدین معناست امر متعه نسخ نشده و اتفاقات تحریم ان بعد رسول است. زیرا سوال انها انجام و عدم انجام فعل می باشد و او می گوید ما در ان زمان انجام می دادیم و خبری هم از نسخ و نهی و تحریم نبوده است.
و همچنین: قال عطاء قدم جابر بن عبد الله معتمرا فجئناه فی منزله فسأله القوم عن أشیاء ثم ذکروا المتعة فقال نعم استمتعنا على عهد رسول الله (صلى الله علیه وسلم) وأبى بکر وعمر . 
عطاء گوید : جابر بن عبد الله انصاری برای عمره به مکه آمد . به منزل او رفتم ،مردمان از او مسأله می‌پرسیدند تا صحبت رسید به متعه . جابر بن عبد الله گفت : بلی ما در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و هم در زمان ابوبکر و عمر متعه می‌کردیم. 
صحیح مسلم ، ج4 ، ص131 . 
اما: 
1405-حدثنی محمد بن رافع حدثنا عبد الرزاق أخبرنا بن جریج أخبرنی أبو الزبیر قال سمعت جابر بن عبد الله یقول کنا نستمتع بالقبضة من التمر والدقیق الأیام على عهد رسول الله (صلى الله علیه وسلم) وأبی بکر حتى نهى عنه عمر فی شأن عمرو بن حریث. 
از جابر بن عبد الله الأنصاری شنیدم که می گفت : ما در زمان رسول خدا و ابوبکر در مقابل یک مشت خرما یا آرد متعه می کردیم . تا اینکه عمر در قضیه عمرو بن حریث از آن نهی کرد . 
صحیح مسلم ، ج 2 ص 1023 ، اسم المؤلف:  مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری ،الوفاة: 261 ، دار النشر : دار إحیاء التراث العربی - بیروت ، تحقیق : محمد فؤاد عبد الباقی .
2192- حَدَّثَنِی حَامِدُ بْنُ عُمَرَ الْبَکْرَاوِیُّ حَدَّثَنَا عَبْدُ الْوَاحِدِ عَنْ عَاصِمٍ عَنْ أَبِی نَضْرَةَ قَالَ کُنْتُ عِنْدَ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ فَأَتَاهُ آتٍ فَقَالَ إِنَّ ابْنَ عَبَّاسٍ وَابْنَ الزُّبَیْرِ اخْتَلَفَا فِی الْمُتْعَتَیْنِ فَقَالَ جَابِرٌ فَعَلْنَاهُمَا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ) ثُمَّ نَهَانَا عَنْهُمَا عُمَرُ فَلَمْ نَعُدْ لَهُمَا. 
صحیح مسلم 
ابو نضرة مى‏گوید من نزد جابر بن عبد اللّه بودم یکى آمد وگفت ابن عباس و ابن زبیر در دو متعه (متعه حج و متعه نساء) اختلاف کردند. جابر گفت: ما با پیغمبر در زمان رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) هر دو را انجام مى‏دادیم سپس عمر ما را از هر دو نهى کرد و دیگر آنها را انجام ندادیم. 
دلیل 2: کلام خود عمر است که می گوید من ان را حرام کردم. 
متعتان کانتا على عهد رسول الله ، (صلى الله علیه وآله) أنا أنهى عنهما ، وأعاقب علیهما ، متعة النساء ومتعة الحج.
دو متعه در زمان رسول خدا حلال بود که من آن را حرام می‌کنم و هر کس انجام دهد ، او را مجازات می‌کنم : یکی متعه حج و دیگری متعه زنان . 
الإیضاح ، الفضل بن شاذان الأزدی ، ص 443  و مسند احمد ، الإمام احمد بن حنبل ، ج 1 ، ص 52  و ج 3 ، ص 325 و السنن الکبرى ، البیهقی ، ج 7 ، ص 206و معرفة السنن والآثار ، البیهقی ، ج 5 ، ص 345 و الاستذکار ، ابن عبد البر ، ج 4 ، ص 95  و أحکام القرآن ، الجصاص ، ج 1 ، ص 338  و أحکام القرآن ، الجصاص ، ج 2 ، ص 191 و تفسیر الرازی ، الرازی ، ج 5 ، ص 167 و تذکرة الحفاظ ، الذهبی ، ج 1 ، ص 366 و میزان الاعتدال ، الذهبی ، ج 3 ، ص 552
اما دیدگاه علمای اهل سنت درباره حرام اعلام کردن متعه به واسطه عمر 
آقای سرخسی حنفی و ابن قدامه حنبلی از شخصیت‌های برجستۀ اهل سنت وقتی به این می‌رسند می‌گویند : 

وقد صح أن عمر (رضی الله عنه) نهی الناس عن المتعة . 
این که عمر از متعه نهی کرده است ،  صحت دارد . 
4246-حَدَّثَنَا مُسَدَّدٌ حَدَّثَنَا یَحْیَى عَنْ عِمْرَانَ أَبِی بَکْرٍ حَدَّثَنَا أَبُو رَجَاءٍ عَنْ عِمْرَانَ بْنِ حُصَیْنٍ (رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمَا) قَال أُنْزِلَتْ آیَةُ الْمُتْعَةِ فِی کِتَابِ اللَّهِ فَفَعَلْنَاهَا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ) وَلَمْ یُنْزَلْ قُرْآنٌ یُحَرِّمُهُ وَلَمْ یَنْهَ عَنْهَا حَتَّى مَاتَ قَالَ رَجُلٌ بِرَأْیِهِ مَا شَاءَ قال محمد یقال انه عمر.
آیه متعه در کتاب خدا نازل شد . پس ما با پیغمبر در زمان رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) متعه انجام دادیم و آیه ای نازل نشد تا آن را حرام  کند و رسول خدا هم از آن نهی نفرمودند . در این هنگام  شخصی طبق نظر خودش ه رچه خواست گفت) متعه را حرام کرد(، محمد بخاری می گوید آن کسی که متعه را حرام کرد عمر بود.  
صحیح بخاری 
دلیل سوم: 
اختلاف بین مولا علی (ع) و عثمان در مورد متعه 
عن شعبة عن عمرو بن مرة عن سعید بن المسیب قال اختلف علی وعثمان (رضی الله الله عنهما) وهما بعسفان فی المتعة فقال علی ما ترید إلى أن تنهى عن أمر فعله النبی (صلى الله علیه وسلم) قال فلما رأى ذلک علی أهل بهما جمیعا . 
سعید بن مسیب می گوید : بین علی و عثمان در منطقه عسفان بر سر متعه حج اختلاف پیش آمد ، پس علی به عثمان فرمود :ای عثمان،تو اراده نکرده ایی (هدفی نداری)جز این که مخالفت کنی و نهی کنی از کاری که رسول خدا آن را انجام داده! و زمانی که علی مخالفت عثمان را با سنت نبوی دید برای هر دو حج ) عمره و تمتع ) لبیک گفت.
صحیح بخاری 
این ماجرا بر می گردد به زمان خلافت عثمان، زیرا عمر عامل تحریم متعه بود و یکی از شروط خلیفه بعد از عمر هم این بود که باید به سنت خلیفه اول و دوم عمل کند که عثمان عامل به همین دستور عمر بوده است.
مضاف بر اینکه عثمان دلیلش برای تخریم متعه چه بوده است؟ اگر از سنت نبوی بوده باید بگویم مولا عالم ترین فرد به سنت نبویست. لذا اگر نبی (ص) ان را تحریم نموده و در زمان ایشان نسخ شده باشد دیگر دلیلی بر اختلاف نیست. لذا عثمان به سنت عمر اقامه نموده بوده که ان را تحریم کرد و مولا هم با ان مبارزه نمود. 
دلیل چهارم: کلام نافذ مولا علی درباره تحریم متعه بوده: 

این مطلب را ابن جریر طبری و سیوطی در تفسیرشان از امیر مومنان علی (علیه السلام) نقل می کنند که فرمود: 
لولا أنّ عمر (رضی اللّه عنه) نهى عن المتعة ما زنى إلاّ شقی. 
اگر عمر از متعه نهی نمی کرد جز افراد بد بخت زنا نمی کردند ( بلکه به متعه رو می آوردند)
تفسیر الطبری ج5 ص13  چاپ دار الفکر بیروت - الدر المنثور ج2 ص486 دار الفکر بیروت. 
عبد الرزاق نیز شبیه همین مطلب را از امیر مومنان در المصنف (ج7 ص500 شماره14029) نقل می کند.
تذکر: تفسیر طبری از تفاسیر معتبر اهل سنت است که در ارزش و اعتبار علمی آن ابن تیمیه قلم فرسایی کرده و همچنین درباره عبد الرزاق هم همان طور که مستحضر هستید. ذهبی می گوید:«لو ارتد عبدالرزاق عن الاسلام ما ترکناه الحدیث.»
دلیل پنجم: مطرود خواندن نسخ متعه در خیبر. 
إبن حجر عسقلانی نقل می‌کند از سهیلی ـ از علماء و فقهاء نامی أهل سنت ـ : 
بأن النهی عن نکاح المتعة یوم خیبر و هذا شئ لا یعرفه أحد من أهل السیر و رواة الأثر. 
فتح الباری لإبن حجر العسقلانی، ج9، ص145 ـ عمدة القاری للعینی، ج17، ص247 ـ إرشاد  الساری للقسطلانی، ج6، ص536 ـ زاد المعاد لإبن القیم الجوزیة، ج2، ص18 ـ نصب الرایة للزیلعی، ج3، ص335. 
و علی هذا أکثر الناس. 
نظر أکثر مردم هم این است که متعه در روز خیبر حرام نشده است. 
فتح الباری لإبن حجر العسقلانی، ج9، ص145 .
جواز امام مالک بر انجام متعه::::::::
با امام مالک بن انس{یکی از ائمه چهارگانه خودتان}چه می کنید که آن را جایز می دانست:
وَتَفْسِیرُ الْمُتْعَةِ أَنْ یَقُولَ لِامْرَأَتِهِ : أَتَمَتَّعُ بِکَ کَذَا مِنْ الْمُدَّةِ بِکَذَا مِنْ الْبَدَلِ...جَائِزٌ عِنْدَ مَالِکِ بْنِ أَنَسٍ وَهُوَ الظَّاهِرُ مِنْ قَوْلِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ
تفسیر متعه آن است که به زنی گفته شود: من تو را برای فلان زمان و با فلان مقدار مال متعه می کنم...و مالک بن انس آن را جایز می داند و گویا نظر ابن عباس هم چنین باشد
المبسوط للسرخسی ج5 ص152
آیا امام مالک صاحب مذهب مالکی ها نمی دانست؟
لازم به ذکر هست اندلسی هم بر جواز ان تصریح داشته است و قائل بر این بوده که متعه نسخ نشد و برای نسخ ان اه ای هم نازل نشد

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۹۶/۱۱/۱۰
  • ۸۸۴ نمایش
  • سید عباس سیدی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی