دف زدن در شبکه های جمهوری اسلامی ایران
جواب:
حدثنا عَلِیٌّ حدثنا بِشْرُ بن الْمُفَضَّلِ حدثنا خَالِدُ بن ذَکْوَانَ عن الرُّبَیِّعِ بِنْتِ مُعَوِّذٍ قالت دخل عَلَیَّ النبی(صلى الله علیه وسلم)غَدَاةَ بُنِیَ عَلَیَّ فَجَلَسَ على فِرَاشِی کَمَجْلِسِکَ مِنِّی وَجُوَیْرِیَاتٌ یَضْرِبْنَ بِالدُّفِّ یَنْدُبْنَ من قُتِلَ من آبَائِهِنَّ یوم بَدْرٍ حتى قالت جَارِیَةٌ وَفِینَا نَبِیٌّ یَعْلَمُ ما فی غَدٍ فقال النبی(صلى الله علیه وسلم) لَا تَقُولِی هَکَذَا وَقُولِی ما کُنْتِ تَقُولِینَ.
خالد بن ذکوان گفت که ربیع دختر معوذ بن عفرا گفت که:رسول خدا(صلى الله علیه وسلم) در روزى که با من عروسى کردند به نزد من آمد و همینطور که تو نشستهاى نشستند؛پس عده اى از کنیزان ما شروع به زدن دف نمودند و براى پدران من که در بدر کشته شده بودند مرثیه خواندند؛ناگهان یکى از ایشان گفت:در بین ماست پیامبرى که مىداند فردا چه مىشود؛پس رسول خدا فرمودند:این شعر را رها کن و همانى را که مىگفتى بخوان!
البخاری الجعفی، ابوعبدالله محمد بن إسماعیل (متوفای256هـ)، صحیح البخاری، ج4 ، ص 1469، ح3779، کِتَاب الْمَغَازِی، بَاب شُهُودِ الْمَلَائِکَةِ بَدْرًا ، تحقیق د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.
- ۹۷/۰۱/۱۲
- ۷۳۶ نمایش