ای وهابیان : گوینده لااله الا الله را نکشید.
امام احمد بن حنبل در مسندش به سند خود از جابر بن عبدالله انصاری از رسول خدا (ص) روایت میکند که آن حضرت فرمود :
اُمرت أن اُقاتل الناس حتی یقولوا " لا اله الا الله " فاذا قالوا عصموا منی دمائهم و اموالهم الا بحقها و حسابهم علی الله عز وجل .
من مأمور شده ام با مردم بجنگم تا بگویند " لا اله الا الله " و وقتی آن را گفتند خون و مال شان از جانب من در امان خواهد بود مگر به حق دماء (یعنی به قصاص) و حساب مردم بر خداوند خواهد بود .
بیهقی در السنن الکبری از ابی هریره روایت می کند که رسول خدا(ص) فرمود :
امرت ان اقاتل الناس حتی یقولوا " لا اله الا الله " و یقیموا الصلاة و یوتوا الزکاة . فإذا فعلوا ذالک عصموا منی دمائهم و اموالهم الا بحقها و حسابهم علی الله .
من امر شده ام با مردم بجنگم تا بگویند " لا اله الا الله " و نماز بر پای دارند و زکات بدهند . وقتی این کار ها را انجام دادند خون و مال شان از جانب من در امان خواهد بود مگر به حق دماء (یعنی به قصاص) و حساب مردم بر خداوند خواهد بود .
نور الدین هیثمی در مجمع الزواید روایتی از انس بن مالک نقل می کند که : هنگامی که چشم عتبان بن مالک مجروح گردید ، به رسول الله (ص) پیغام فرستاد که من دوست دارم شما به خانه من تشریف آورده و نماز گزاری و دعا کنی تا خداوند به ما برکت عنایت فرماید .
رسول الله (ص) همراه با چند نفر از اصحابش رفت و در آن جا به گفتگو نشستند .
یکی از یاران رسول خدا(ص) مالک بن دخشم منافق سخن به میان آورد. مردی عرض کرد : یا رسول الله آنجا پناهگاه منافقین است و در این مورد یاران حضرت سخن بسیار گفتند.
رسول خدا (ص) فرمود :
آیا او(مالک بن دخشم ) نماز نمی خواند ؟
عرض کردند : بلی یا رسول الله نماز می خواند اما نمازی که خیری در آن نیست .
رسول خدا (ص) فرمود : انی نهیت عن قتل المصلین .
من از کشتن نماز گزاران نهی شده ام .[1]
ابی سعید خدری می گوید : خنثایی را نزد رسول الله (ص) آوردند که دست ها و پاهای خود را خضاب کرده بود. اصحاب شروع کردند به او لگد زدن. حضرت پیامبر (ص) به یارانش فرمود :
از این مرد و یارانش برای زنان خود بترسید و دوری کنید . عرض کردند : یا رسول الله ! آیا او را نکشیم ؟
فرمود : من از کشتن نماز گزاران نهی شده ام.[2]
[1]- مجمع الزواید : نور الدین الهیثمی ، ج1، ص296.
[2]- همان ، ج1، ص273.
حَدَّثَنَا قُتَیْبَةُ بْنُ سَعِیدٍ حَدَّثَنَا یَعْقُوبُ یَعْنِی ابْنَ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْقَارِیَّ عَنْ سُهَیْلٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ) قَالَ یَوْمَ خَیْبَرَ لَأُعْطِیَنَّ هَذِهِ الرَّایَةَ رَجُلًا یُحِبُّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ یَفْتَحُ اللَّهُ عَلَى یَدَیْهِ قَالَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ مَا أَحْبَبْتُ الْإِمَارَةَ إِلَّا یَوْمَئِذٍ قَالَ فَتَسَاوَرْتُ لَهَا رَجَاءَ أَنْ أُدْعَى لَهَا قَالَ فَدَعَا رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ) عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ فَأَعْطَاهُ إِیَّاهَا وَقَالَ امْشِ وَلَا تَلْتَفِتْ حَتَّى یَفْتَحَ اللَّهُ عَلَیْکَ قَالَ فَسَارَ عَلِیٌّ شَیْئًا ثُمَّ وَقَفَ وَلَمْ یَلْتَفِتْ فَصَرَخَ یَا رَسُولَ اللَّهِ عَلَى مَاذَا أُقَاتِلُ النَّاسَ قَالَ قَاتِلْهُمْ حَتَّى یَشْهَدُوا أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ فَإِذَا فَعَلُوا ذَلِکَ فَقَدْ مَنَعُوا مِنْکَ دِمَاءَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ إِلَّا بِحَقِّهَا وَحِسَابُهُمْ عَلَى اللَّهِ .
و هم از ابو هریره (رضی الله عنه) روایت است که: رسول الله (صلی الله علیه وسلم) در روز خیبر فرمودند: امروز پرچم را بدست مردی خواهم داد که خدا و رسولش را دوست می دارد، و خداوند به دستهای او گشایش و فتح می دهد. عمر (رضی الله عنه) گفت: من امارت را جز در همان روز دوست نداشتم وبرای رسیدن به آن بالا بلندی کردم تا شاید برای آن خوانده شوم. رسول الله (صلی الله علیه وسلم) علی بن ابی طالب را خواسته پرچم را برایش دادند وفرمودند: برو به جایی التفات نکن تا خداوند تو را فتح نصیب نماید. علی (رضی الله عنه) قدری رفت و سپس ایستاده و بدون اینکه التفات نماید فریاد زد یا رسول الله بر چه چیز با مردم بجنگم؟
فرمود: با ایشان بجنگ تا شهادت دهند که معبود بر حقی جز الله نیست و محمد فرستادهء خدا است (صلی الله علیه وسلم) هرگاه این را گفتند در حقیقت خونها و مالهای خویش را از تو بازداشتند، مگر به حق آن و حساب شان با خدا است.
صحیح مسلم جلد4، ص 1872، ح33 .
صحیح مسلم بشرح النووی، کِتَاب فَضَائِلِ الصَّحَابَةِ، لأعطین هذه الرایة رجلا یحب الله ورسوله یفتح الله على یدیه، ح 2405 .
صحیح مسلم بشرح النووی - کِتَاب فَضَائِلِ الصَّحَابَةِ - أما ترضى أن تکون منی بمنزلة هارون من موسى إلا أنه لا نبوة بعدیح 2404.
حدثنا أبو الْیَمَانِ الْحَکَمُ بن نَافِعٍ أخبرنا شُعَیْبُ بن أبی حَمْزَةَ عن الزُّهْرِیِّ حدثنا عُبَیْدُ اللَّهِ بن عبد اللَّهِ بن عُتْبَةَ بن مَسْعُودٍ أَنَّ أَبَا هُرَیْرَةَ (رضی الله عنه) قال لَمَّا تُوُفِّیَ رسول اللَّهِ (صلى الله علیه وسلم) وکان أبو بَکْرٍ (رضی الله عنه) وَکَفَرَ من کَفَرَ من الْعَرَبِ فقال عُمَرُ (رضی الله عنه) کَیْفَ تُقَاتِلُ الناس وقد قال رسول اللَّهِ (صلى الله علیه وسلم) أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ الناس حتى یَقُولُوا لَا إِلَهَ إلا الله فَمَنْ قَالَهَا فَقَدْ عَصَمَ مِنِّی مَالَهُ وَنَفْسَهُ إلا بِحَقِّهِ وَحِسَابُهُ على اللَّهِ فقال والله لَأُقَاتِلَنَّ من فَرَّقَ بین الصَّلَاةِ وَالزَّکَاةِ فإن الزَّکَاةَ حَقُّ الْمَالِ والله لو مَنَعُونِی عَنَاقًا کَانُوا یُؤَدُّونَهَا إلى رسول اللَّهِ (صلى الله علیه وسلم) لَقَاتَلْتُهُمْ على مَنْعِهَا.
از ابو هریره نقل شده که گفت: وقتى پیامبر (ص) رحلت کرد، بعد از او ابو بکر (خلیفه) بود، و کافر شد از عرب هر کسى که کافر شد، عمر بن الخطاب به ابو بکر گفت چگونه با مردم میجنگى با اینکه پیامبر فرموده بود: دستور دارم با مردم بجنگم تا اینکه بگویند: لا إله إلا الله، پس هر کس که آن را بگوید؛ خون و اموالش از من حفظ مىشود و حسابش با خداوند است، ابو بکر گفت: به خدا قسم با کسى که بین نماز و زکات فرق بگذارد، مىجنگم؛ همانا زکات حق مال است؛ به خدا قسم اگر بزغاله اى را از زکات دادنش به من امتناع بکنند و آن رابه رسول الله (ص) مىدادند با آنها مىجنگم.
البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل ابوعبدالله (متوفای256هـ)، صحیح بخاری، ج2، ص507، ح 1335، کِتَاب الْزکاة، بَاب وُجُوبِ الزَّکَاةِ وَقَوْلِ اللَّهِ تَعَالَى وَأَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّکَاةَ، تحقیق د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامة، بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987؛
- ۹۷/۰۱/۱۲
- ۶۹۳ نمایش