منهاج البدعه الامویه

سایتی متفاوت و قوی جهت دفاع از اهل بیت در مقابل نواصب

منهاج البدعه الامویه

سایتی متفاوت و قوی جهت دفاع از اهل بیت در مقابل نواصب

منهاج البدعه الامویه

سلام علیکم

ان شا الله به حول قوه الهی و به مدد مولایمان سیدنا علی بن ابی طالب، صاعقه های سنگینی در این سایت بر رئوس وهابیت خواهیم زد

دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
طبقه بندی موضوعی

روایت ذهبی در خصوص کتک زدن حضرت زهراء (س)

جمعه, ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۸:۴۵ ق.ظ



شبهه: روایتی دروغی از ذهبی مبنی بر کتک زدن فاطمه (س) توسط عمر و سقط جنینش.
 ذهبی در میزان الاعتدال ،ج 1 ،ص 139 ،شماره 552 آورده است که : 
 ان عمر قد رفس فاطمه حتی اسقطط بمحسن. 
کسی که این مطلب را به عنوان دلیل نقل نموده، می‌توان گفت که خائن بوده؛ زیرا به امام ذهبی چیزی را نسبت داده که ایشان از آن بیزار بوده و روحش هم در این مورد خبر ندارد.
این مطلب در میزان الاعتدال آمده ، اما امام ذهبی آن را در ضمن زندگانی احمد بن محمد بن سری بن یحیى بن أبی دارم آورده است و در مورد این شخص گفته است: «وی شخصی کوفی ، رافضی و کذاب است.»
حاکم از وی روایت کرده و گفته: احمد رافضی وغیرثقه است.
وسپس از قول حافظ محمد بن احمد بن حماد کوفی نقل کرده که در این شخص در آخر عمرش، فقط مثالب (بدگویی) به نزدش گفته می شد، من به نزدش رفتم دیدم که مردی بر او این مطلب را می‌خواند: إن عمر رفس فاطمة حتى اسقطت بمحسن.
و در ادامه نیز چندین یاوه‌گویی از وی ذکر می‌کند و در آخر می گوید: من از وی کناره‌گیری نمودم و در نماز جنازه‌اش نیز شرکت نکردم .
لذا این مطلب که نقل شده، هیچ گونه اعتباری از لحاظ تاریخی و سندی ندارد.
پاسخ:
علامه شمس الدین ذهبى در سیر اعلام النبلاء و میزان الإعتدال و حافظ ابن حجر عسقلانى در لسان المیزان به نقل از ابن أبی دارم مى‌نویسند :
إنّ عمر رفس فاطمة حتّى أسقطت بمحسن.
عمر به فاطمه لگد زد که سبب سقط محسن گردید.

 
الذهبی، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفای748هـ) میزان الاعتدال فی نقد الرجال، ج 1، ص 283، تحقیق: الشیخ علی محمد معوض والشیخ عادل أحمد عبدالموجود، ناشر: دار الکتب العلمیة ، بیروت، الطبعة: الأولى، 1995م؛
الذهبی، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفای748هـ)، سیر أعلام النبلاء، ج 15، ص 578، تحقیق: شعیب الأرناؤوط، محمد نعیم العرقسوسی، ناشر: مؤسسة الرسالة ، بیروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ؛
العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل (متوفای852 هـ) لسان المیزان، ج 1، ص 268، تحقیق: دائرة المعرف النظامیة ، الهند، ناشر: مؤسسة الأعلمی للمطبوعات ، بیروت، الطبعة: الثالثة، 1406هـ – 1986م.
می گوید چیزی را به ذهبی نسبت داده که ذهبی از او نارضا بوده عجب اگر نارضا بوده چرا شما تعریف و تمجید ذهبی از ابن ابی دارم را نمی اورید؟ چرا جرات نکردید اقوال ذهبی در ابتدای ترجمه ابی دارم را بیاورید؟
شمس الدین ذهبى در سیر اعلام النبلاء، وى را «امام و پیشوا، حافظ و دانشمند» معرفى مى‌کند:

ابن أبی دارم. الامام الحافظ الفاضل، أبو بکر أحمد بن محمد السری بن یحیى بن السری بن أبی دارم....
همان طور که دیدید ذهبی به او می گوید امام و حافظ و همان طور که می دانید این توصیفات از مراتب تعدیل است و مضاف بر اینکه خود ذهبی اقرار کردی وقتی کسی امام شد دیگر جرحی بر او وارد نیست.
لکن إذا ثبتت إمامة الرجل وفضله، لم یضره ما قیل فیه.
الکتاب : سیر أعلام النبلاء، ج 8، ص 448.
تصویر کتاب:

دریافت

دریافت

دریافت
 
لذا این اشکال ذهبی اینکه او کذاب است باطل می شود، زیرا به اقرار خودش کسی که امام باشد جرح هیچ جارحی و تضعیف هیچ تضعیف کننده ای وارد نیست.
حالا یا باید بگویند ذهبی توهم زده بوده که در یک جا او را امام و حافظ می داند و در جای دیگر کذاب؟ و اینکه امام بودن  و کذاب بودن چطوری قابل جمع است؟ و یا اینکه باید بگویند اصلا خود ذهبی هم مجروح است بابت این تناقضات و پارادوکس هایش.
اما پاسخ به اشکال ذهبی:
اولاـ رافضی بودن محل اشکال نیست،همان طور که کتب اهل سنت مملو از راویان رافضی است.
وسئل عن الفضل بن محمد الشعرانی، فقال: صدوق فی الروایة إلا أنه کان من الغالین فی التشیع، قیل له: فقد حدثت عنه فی الصحیح، فقال: لأن کتاب أستاذی ملآن من حدیث الشیعة یعنی مسلم بن الحجاج،
از او در مورد فضل بن محمد شعرانی سوال شد؛ پس گفت: در روایت راست‌گوست، اما اشکالی که دارد این است که در مورد تشیع زیاده روی می کند؛ به او گفتند: در صحیح از وی روایت کرده اید. گفت: کتاب استادم پر از روایات شیعه است (یعنی کتاب صحیح مسلم!). 
الکفایة فی علم الروایة، ص195، رقم 349.
اشکال دوم ـ کذاب بودن او است، بر فرض محال که کذاب بودن او از ناحیه ذهبی ثابت باشد که اقایان چیزی را ثابت نکردند و یک قولی را اوردند بدون سند ، حال ثابت هم باشد دلیل جرح نیست. زیرا خلفای اهل سنت بنا بر فرمایش مولا علی (ع) کذاب هستند.
پس این اشکال اقایان هم باطل است.
اما دیگر عالم اهل سنت هم به این مسئله اقرار کرده است.
شهرستانی از قول نظّام ـ از علمای بزرگ اهل سنت و معتزلین ـ نقل می‌کند:

إن عمر ضرب
بطن فاطمه (علیها السلام) یوم البیعة حتی القت الجنین من بطنها و کان یصیح احرقوا دارها بمن فیها و ما کان فی الدار غیر علی و فاطمة و الحسن و الحسین.
عمر بن خطاب در روز بیعت آن چنان با لگد بر شکم فاطمه زد که نوزادی که در شکم داشت، افتاد و سقط شد. عمر فریاد می‌زد: خانه فاطمه را با همه ساکنین آن آتش بزنید. حال آنکه در خانه ، کسی غیر از علی و فاطمه و حسن و حسین نبود.
الملل و النحل للشهرستانی، ج1، ص57.

www.islamport.com/w/aqd/Web/2603/35.htm 

پاسخ:
اخبار مرسل و ضعیف اوردید و می خواهید در باب فقه به ان احتجاج کنید؟
بد نیست به کتب خودتان هم سری بزنید.
طبق روایت معتبر در کتب اهل سنت، در فردای خاک سپاری امیر مؤمنان (علیه السلام)، فرزند بزرگ آن حضرت، یعنی امام حسن (علیه السلام) در میان مردم و جمعیت عزادار و سوگوار کوفه حاضر شد و خطبه ایراد کردند . ایراد سخن آن حضرت در حالتی بوده است که ایشان با لباس مشکی و عمامه سیاه در میان مردم ظاهر شد و از فضائل بی‌نظیر آن حضرت سخن به میان آورد.
این روایت در کتاب «فضائل الصحابه» با سند معتبر این‌گونه نقل شده است:

حدثنا عبد الله قال حدثنی أبی نا وَکِیعٌ، عَنْ شَرِیکٍ، عَنْ عَاصِمٍ، عَنْ أَبِی رَزِینٍ، قَالَ: خَطَبَنَا الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ بَعْدَ وَفَاةِ عَلِیٍّ وَعَلَیْهِ عِمَامَةٌ سَوْدَاءُ، فَقَالَ: لَقَدْ فَارَقَکُمْ رَجُلٌ لَمْ یَسْبِقْهُ الأَوَّلُونَ بِعِلْمٍ، وَلا یُدْرِکُهُ الآخَرُونَ.
ابی زرین می گوید: بعد از در گذشت علی [علیه السلام] ، (پسرش) حسن [علیه السلام] در حالی که عمامه سیاه برسر داشت برای ما خطبه خواند. و فرمود: مردی از میان شما رفت که از نظر مقام علمی کسی [جز رسول خدا] بر او پیشی نگرفت و بعد از او نیز همانند او نخواهد بود.
الشیبانی، ابوعبد الله أحمد بن حنبل (متوفای241هـ)، فضائل الصحابة، ج 2، ص600، تحقیق د. وصی الله محمد عباس، ناشر: مؤسسة الرسالة ، بیروت، الطبعة: الأولی، 1403هـ - 1983م.
ذهبی همین روایت را (بدون اشاره به ماجرای شهادت امیرمومنان) در دو جای کتابش از ابی رزین نقل می کند، که طبق این گزارش، امام حسن (علیه السلام) لباس سیاه برتن، و عمامه سیاه بر سر داشتند:
شریک عن عاصم عن أبی رزین قال خطبنا الحسن بن علی وعلیه ثیاب سود وعمامة سوداء.
از ابی رزین روایت شده است که حسن بن علی برای ما سخنرانی کرد ، در حالی‌که لباس سیاه و عمامه سیاه برتن داشت .
الذهبی الشافعی، شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى748 هـ)، سیر أعلام النبلاء، ج 3، ص267 و ص272، تحقیق: شعیب الأرنؤوط، محمد نعیم العرقسوسی، ناشر: مؤسسة الرسالة ، بیروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ.

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۹۷/۰۲/۱۴
  • ۶۹۷ نمایش
  • سید عباس سیدی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی